تبليغاتX
امیرکبیــر

امیرکبیــر

خراب کشور ایران ز دست جهل و فساد ....... مگر دوباره ز دارالفنـــون شود آباد

و اما دو كلمه حرف به درد بخور...

 


      
در سال1258 خورشيدي به دنبال كاوش هاي گروه انگليسي در شهر بابل، استوانه اي از گل پخته پيدا شد كه امروز در موزه بريتانيا نگهداري مي شود. بررسي هاي اوليه نشان مي داد كه گرداگرد اين استوانه گلين را نوشته هايي به خط بابلي در برگرفته است. كه گمان ميرفت نوشته اي از فرمانروايان آشور و بابل باشد. اما بررسي هاي بيشتر نشان داد كه اين نوشته در سال 538(پ.م)، به هنگام تسخير شهر بابل،  به فرمان كورش كبير نوشته شده است.

اين نوشته نخستين "منشور جهاني حقوق بشر" نام گرفت.

    حقوقي كه امروزه پس از دو هزار و پانصد سال آرزوي تحقق آن را در سر مي پرورانيم. اهميت اين سخنان زماني روشن مي شود كه به خاطر بياوريم در زماني كه پادشاهان آشور و بابل از بريدن سرها و سوزاندن اسيران و در آوردن چشم ها بر خود مي باليدند، كورش
سخن از صلح ونفي برده داري و آزادي اديان دارد و چه بي انصافي بزرگي است كه بر اين مفاخر چشم ببنديم و سخن از بيداري زنيم...

 




گوشه هايي از منشور كورش هخامنشي:

    "آنگاه كه بدون جنگ و پيكار وارد بابل شدم، همه مردم  گام هاي مرا با شادماني پذيرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهرياري نشستم .
    مردوك خداي بزرگ دل هاي پاك، مردم بابل را متوجه من كرد... زيرا من او را ارجمند و گرامي داشتم. ارتش بزرگ من به آرامي وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاري به مردم اين شهر و اين سرزمين وارد آيد.
    وضع داخلي بابل و جايگاه هاي مقدسش قلب مرا تكان داد. و من براي صلح كوشيدم...
    من برده داري را بر انداختم، به بدبختي آنان پايان دادم. فرمان  دادم كه همه مردم در پرستش خداي خود آزاد باشند و آنان را نيازارند. فرمان دادم كه هيچكس اهالي شهر را از هستي ساقط نكند .مردوك خداي بزرگ از كردار من خشنود شد... او بركت و مهرباني اش را ارزاني داشت. ما همگي شادمانه ودر صلح، مقام بلندش را ستوديم....

    من همه شهرهايي را كه ويران شده بود از نو ساختم. فرمان دادم تمام نيايشگاههايي را كه بسته شده بود، بگشايند. همه خدايان اين نيايشگاهها را به جا هاي خود بازگرداندم.
همه مردم را كه پراكنده و آواره شده بودند، به جايگاه هاي خود برگرداندم و خانه هاي ويران آنها را آباد كردم...
من براي همه مردم جامعه اي آرام مهيا ساختم و صلح و آرامش را به تمامي مردم اعطا كردم..."

 

به راستي امروز پس از دو هزار وپانصد سال در كجا قرار داريم؟
چه بايد كرد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

+ نوشته شده در  سی ام مهر 1385ساعت 0:48  توسط امیرکبیر  | 

يه چشمه از انديشه ناب امام...

 


    چند روز پيش در مراسم ضيافت افطاري پژوهشكده امام خميني يكي از سخنرانان نوه بزرگوار امام، سيد حسن خميني بود. كه احتمالاً جمله معروف ايشان را در روزنامه ها خوانده باشيد. ايشان در اين مراسم با طرح اين پرسش كه " آيا به همان اندازه كه به موي خانمها حساس هستيم به رفع فقرهم حساس هستيم؟"  بار ديگر فاصله انديشه امام و انقلاب را با متحجران اقتدارگرا نشان دادند.

    از فقر چيزي نمي گويم كه گفتني نيست و ديدنيست و همه مي بينيم...  البته با اين طرح هاي گل من گلي، دولت كاملاً عادلانه "توزيع فقر" مي كنند و كسي هم از اين دولت و مجلس گوشش بدهكار نيست... اما در عوض هر چه قدر نسبت به فقر بي توجه هستند، به تيپ و لباس مردم كار دارند و هر روز برنامه اي مي چينند. مثلاً به ماهواره گيرميدن، از جداسازي پسرا و دخترا در دانشگاه حرف ميزنند و... خلاصه هر روز  چيز تازه اي رو مي كنند. اگه اين همه انرژي رو صرف مبارزه با بي كاري و فقر مي كرديم، الآ ن وضعمون اين نبود.. .

   در دانشگاه ما كه چادر براي دخترا اجباري و عبور و مرور از نصفه متعلق به خانمها حرام، و راه رفتن با "جنس مخالف!!!!!"  مجازاتي برابر اعدام دارد... البته اگر" زن وشوهر" هستيد با در دست داشتن عقد نامه مي توانيد كنار هم در دانشگاه راه برويد البته بدون حر كات تحريك كننده!!!



البته فكر مي كنم از سال آينده هم در راستاي وحدت حوزه و دانشگاه ما با عبا وامامه سر كلاس حاضر شويم.

 

+ نوشته شده در  بیستم مهر 1385ساعت 22:35  توسط امیرکبیر  | 

ضیافت اللهی و ...

  

   اول يه معذرت خواهي به خاطر اينكه دير به دير وبلاگ رو به روز مي كنيم. آخه من و بقيه بچه هاي وبلاگ اميركبير دسته جمعي، جاي شما خالي، افسردگي گرفتيم؛ اون هم از نوع خفنش از بس كه از اين دولت و مجلس انتقاد كرديم... به چند پست آخر وبلاگ اگه بي زحمت يه نگا بندازيد متوجه ميشيد همش انتقاد كرديم.

   ياد روزاي اول شروع به كار وبلاگ مي افتم كه با بچه ها قرار
گذاشتيم ضمن نقد دولت و مجلس از كارهاي خوب هم مطلب بنويسيم؛ اما نميدونم چرا نمي شه؟؟؟؟  آخه كاراي خوبشونم همش يه جاش لنگ ميزنه مثلا همين طرح "ضيافت" يا همون "ضيافت گراني".  اولش تو حرف چيز خوبي بود، اما در عمل خالي بندي بود ظاهراً اين طرح فقط در اطراف خانه ي اعضاء دولت و به خصوص خونه ي دكتر الهام اجرا شده كه همش منكر گراني ميشه!!!!



بقول شاعر:
تا اين برادران ريا كار زنده اند
               اين گرگ سيرتان جفا كار زنده اند
يعقوب درد مي كشد و كور مي شود
             
يوسف هميشه وصله ي نا جور مي شود

بگذريم؛
        
تو اين ماه عزيز دعا كنيم  براي ايران عزيز وهمه مريضا وما...

 

+ نوشته شده در  پانزدهم مهر 1385ساعت 23:39  توسط امیرکبیر  |