لايحه انتخابات يا لايحه انتصابات؟؟؟؟
الحمد الله كه زنده مانديم تا چشمه اي ديگر از عدالت محوري و مهرورزي دولت احمدي نژاد را در لايحه جامع انتخابات ببينيم اين لايحه رويكردي عجيب و نگران كننده و بي توجهي به قانون اساسي وحقوق مردم مانند ديگر لوايح دولت پاشنه آشيل آن است. 
اين لايحه كه نگراني هاي فراواني را در بين مردم و دلسوزان واقعي كشور به وجود آورده است يقيناً گامي ديگر است براي رسيدن به اهداف اقتدارگرايان...
آنان كه راي مردم را فاقد مشروعيت ميدانند ودر گذشته نيز با حرفهاي مشابه باعث شكست مشروطه شدنند در صورت تصويب و اجراي اين لايحه ديگر بايد خواب انتخابات آزاد و رقابتي را ببينيم.
قيد و بند هاي فراوان دراين لايحه، انتخابات را تبديل به انتخابات فرمايشي كرده است. به عنوان نمونه شخصي كه مي خواهد رئیس جمهور شود پيش از ثبت نام بايد تاييد 230نفر از مقامات و صاحبان منصبان كشور را به عناوين مختلف بگيرد و سپس خود را كانديدا كند
اما قسمت هيجان انگيز اين ماجرا مربوط ميشود به تبصره 102 كه نيروي مقاومت بسيج را موظف به رسيدگي به صلاحيت كانديدا و گزارش به هياتهاي اجرايي و نظارتي مي كند اين ماده عجيب از لايحه من را به ياد انتخابات رياست جمهوري سال پيش مي اندازد كه دخالت هاي بي جاي بعضي از نهادها باعث به وجود آمدن دولت نهم شد و شايد حالا دولت مي خواهد با دادن اختيارات بيشتر به آنها به نوعي تشكر كند.
خدا آخر و عاقبت اين كشور را ختم به خير كند...
+ نوشته شده در بیست و هفتم مرداد 1385ساعت 10:16  توسط امیرکبیر
|
به نظر من گاهی وقتا آدما نیاز به یک مسافرت دارند. تا آب و هوایی عوض کنند و ...
قابل توجه اون دسته از دوستانی که به نظرات من اهمیت میدن:
اگر قصد سفر دارید، حتماْ مـــــتــــــن زیر را با دقت بخوانید...

+ نوشته شده در یازدهم مرداد 1385ساعت 0:12  توسط امیرکبیر
|
گزارشی از دیدار وبلاگنویسان با دکتر معین در مشارکت
ديدار با دكتر معين ساده تر و صميمي تراز آن بود كه تصورش را مي كردم.. .دكتر معين با همان لباس ساده و لبخند جذاب هميشگي وارد اتاق شدند و در پايين ترين قسمت اتاق نشستند. احوال پرسي گرمي با بچه ها كردنند. راضي نمي شد حرفي بزند. با اصرار دیگران، از سياست زدگي گفت و از اينكه همه چيز را سياسي نگاه ميكنيم، گلايه كرد و از نبود مرجعي در كشور كه مسائل را به صورت علمي بررسي كند، گفت.
نوبت بچه ها بود كه صحبت كنند. اول يكي از بچه ها كه مدتی در زندان بود و در مرخصي به سر می برد، از مهرورزي جاری در زندانها صحبت كرد... همچنین شخص دیگری هم که گویا فرزند یکی از شهدای هواپیمای "سی130" بود، از دستگیریه خود به جرم نوشتن نامه به رئیس جمهور مهرورز گفت... یکی از خانمهای حاضر هم در مورد وبلاگش که دچار فیلترینگ شده صحبت کرد. دیگری از اینکه به جرم وبلاگ نویسی از کار مورد علاقه اش بی کار شده بود حرف زد. و دیگر وبلاگنویسان هم به بیان بعضی از مشکلاتشان و بیان برخی راهکارها پرداختند...
نگاهم به چشمهاي دكتر بود که براي جوانان بد نمي خواست... شايد اگر رئیس جمهور مي شد حال و روز وبلاگ نويسان جور ديگري بود حداقل راهي زندان نمي شدنند...
از هر دري حرف زديم. از نقشه هاي جديدي كه مركز پژوهش هاي مجلس و مخابرات و وزارت اطلاعات براي فيلتر كردن اينترنت ميكشند احساس خطرمي كرديم. از اينكه وبلاگ نويسان را جاسوس يا متهم به براندازي مخملي، مي كردنند، خنده مان مي گرفت...
از دكتر معين درباره جبهه دموكراسي خواهي سوال شد و دكتر ضمن تأكيد بر غير انتخاباتي بودن جبهه، از آموزش جامع مردم براي دانستن حق خود دم زد و دفاع از آن را از اهداف جبهه مي دانست.
ساعت هشت و نيم شب را نشان مي داد كه كم كم با بچه ها خداحافظي كردم و در راه به دكتر معين و شيريني اين ديدار فكر مي كردم.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تصاویر این جلسه ، ارسال شده از اردشیر طیبی
تصاویر این جلسه ، ارسال شده از دوباره میسازمت وطن
گزارشهای دیگر دوستان وبلاگنویس حاضر در جلسه: میرزا پیکوفسکی،لیلی نیکونظر، حذفیات، رویای آریایی،دوباره می سازمت وطن و...
+ نوشته شده در ششم مرداد 1385ساعت 16:0  توسط امیرکبیر
|